فرمانِ جهاد با چراغِ خاموش !!!

شاید این نوشته برای خوانندەای که امروز در جغرافیای کوردستان حضور ندارد یا اگر هم حضور دارد اما خوانشِ سیاسی ژرف ندارد، مقداری گنگ و اغراق‌آمیز به نظر برسد. اما ملت کورد که تجربه نسل‌کشی اعلام نشده از جانب رژیم خمینی را دارد، اخبار یا حرکتهای سیاسی و نظامی رژیم آخوندی را از نگاه خود تعقیب و تفسیر میکند.
جامعه کوردستان بِسان انسان متمدنِ مار گزیدەایست که دیگر میل ندارد با وحشیهای نامتمدن گلاویز شود و یا از جانب آنها مجددا ضربه بخورد.
جامعه پویا، سر زنده، شاد و روشنفکر کوردستان از روزهای آغاز حکومت آخوندی راه خود را از ملیتها و اقشار و طبقاتی جدا کرد که در برابر رژیم آخوندی یا شکست خوردند، یا سکوت کردند یا این حکومتِ ناشناخته را دربست قبول کردند.
کوردستان راه مبارزه را در پیش گرفت و برای این مبارزه و نه گفتن به جمهوری اسلامی بهای زیادی پرداخت کرد. کوردستان هیچگاه حکومت آخوندی را به شیوه رسمی قبول نکرد و صد البته خمینی هم در اوایل انقلاب و سال1357 هم با تمام توان خود کمر به نابودی این ملت بست.
خمینی با دادن فتوای جهاد بر علیه ملت کورد موجبات مرگ هزاران نفر و ویرانی شهرها و روستاهای بیشماری در کوردستان را موجب شد. میزان خسارات جانی، مالی، روحی و روانی این فتوا در این اندک نوشته قابل بیان نیست اما این مهم بر همگان عیان است که اگر استقرار حکومت آخوندی در راستای منافع ابرقدرتهای جهان نمی‌بود شاید آنها وارد کارزار میشدند و جدا از اینکه جنایات خمینی را نسل‌کشی اعلام می‌کردند، از کیسِ همین جنایات استفاده میکردند و رژیم نوپای آخوندی را ساقط میکردند. اما افسوس آنها منافع خود را در استقرار و تداوم رژیم آخوندی می‌دیدند و بر همین اساس از خونهای به ناحق ریخته زنان و بچه‌های کورد و ویرانی کوردستان در سکوتی معنادار گذشتند.

امروز بعد از سالها و بعد از آنکه تقابل و ضدیت ملت کورد با رژیم آخوندی موجب بیداری جمعی در جغرافیای ایران گشته، رژیم خسته و ناامید و ترسوی حاکم بر تهران از ترس فروریختن پایه‌های لرزان حکومتش مجددا بر آن است تا جهادی دیگر را در کوردستان بر علیه ملت کورد و پیشمرگ کوردستان به راه بیاندازد.

البته فضای رسانەای و بیداری جمعی ایرانیان خصوصا در انقلاب زن، زندگی، آزادی و نامقبول بودن خامنەای این اجازه را به رژیم نمیدهد تا همانند خمینی با عربدەکشی و آشکارا به سراغ خاک کوردستان بیاید.

اینبار رژیم سعی دارد در سکوت و با چراغِ خاموش، نه تنها خاک کوردستان ایران بلکه کوردستان عراق را نیز مجددا مورد تعرض قرار دهد. اولتیماتوم مضحک سران رژیم به حکومت بغداد و اقلیم کوردستان و لشکرکشیهای پی در پی به مرزهای کوردستان عراق و گسیل جاسوس و مزدورهای سپاه قدس به خاک اقلیم کوردستان موید این است که رژیم قصد دارد انقلاب ژینا را با جنایات و خون‌ریزی به بیراهه ببرد و بهترین گزینه برای رژیم، ملت بی‌دفاع کورد است.

نصب صدها دوربین مدار بسته و سنگربندی در سطح شهرها که هم اکنون در تمام کوردستان در جریان است، بازداشت و بگیروببندهای مخفی و آشکار و روانه کردن مهرەهای لباس شخصی در سطح شهرهای کوردستان خود مهر تائید دوبارەایست از قصد شوم و جنایتکارانه رژیم آخوندی.

گویا جهان بیانیه حزب دمکرات کوردستان ایران را آنچنان که باید درک نکرده چون تا الان شاهد واکنش رسمی هیچکدام از کشورهای جهان به این مهم نبوده ایم. ولی باید دوباره بر این خواسته خود پای بفشاریم که کوردستان ایران روزهای ملتهبی را پشت سر میگذارد و هر آن احتمال دارد تا تاریخ دوباره تکرار شود و خون انسانهای بی‌گناهی در کوردستان، این بار با فتوای خامنەای بر زمین ریخته شود.

اسلحه و ابزارهای دفاعی در دست پیشمرگان کوردستان با همه ابتدایی بودنِ خود قابل معامله نیستند و تک تک انسانهای آزاده و آزادیخواهی که همانند ما واقعیتهای کوردستان و جنایت‌پیشەگی رژیم را درک میکنند باید از طُرق مختلف به پشتیبانی و دفاع از کوردستان برخیزند.
هر انسانی وظیفه دارد تا در اینباره روشنگری کند و مردمان ایران و جهانیان را از اتفاقات پیش رو مطلع سازد . و در صورت وقوع این رخداد ناگوار به یاری کوردستان و پیشمرگ کوردستان بشتابد. ما وظیفه داریم نگذاریم در بی‌خبری رسانەای خامنەای جهاد و نسل کشی در کوردستان به راه بیاندازد.

نیشتمان بە فارسی سرزمین

روحم زخم خورده يِ

فاصله هاي جبريست...!!

با تمام وجود فرياد ميزنم تو را

اي سرزمینم

ای سراسر در هجوم کفتارها

تو را زخمی است کهنە از چنگال کثیف دژخیمان

مرحم روحم نوازش دست هاي

پر مهر اجدادم

بر پيكري سرد بي جانم...!!

خورشيد زندگي

بتاب بر من

كه آخرين برگ نباشم

آن سان كه سر سبزي درختان

از تابش توست

و سرخي خون،جوي آب درختانت...

كنارم باشي،

دور يا نزديك، هم فكريم...

به نزديكي حرفها

به حقيقت...

آزاد انديش=انقلاب تفكر

شاعر کە خودم هستم این شعر رو گفتم😁😁😁😁

21خەرمانان ساڵ2723کوردی

فراخوان ۲٥ شهریور مهسا امینی

فراخوان۲٥ شهریور برای سالگرد شهید راه آزادی ژینا امینی

17خەرمانان ساڵ2723 کوردی

گابریله سوشون، ملکه ی فیلسوف زنان مبارز

✍🏼 ژان ژاک روسو، هم‌وطن بسیار نامدارتر سوشون، به‌خاطر جمله‌ى آغازین کتاب قرارداد اجتماعی شهرت دارد: «انسانْ آزاد به دنیا می‌آید، اما همه‌جا در زنجیر است.» تقریباً هفتاد سال قبل از او، سوشون نوشت که زنانْ آزاد به دنیا می‌آیند، اما همه‌جا در زنجیرند. زنان در زنجیر ازدواج، مادری و صومعه گرفتارند. آنها به‌علت محرومیت از ورود به مراکز آموزشی در بند جهل اسیرند. سوشون زمان زیادی را به شناخت ستم‌هاى تحمیل‌شده بر زنان اختصاص می‌دهد، اما برای آزادی زنان نیز راه‌حلى ارائه می‌کند. راه‌حل سوشون در زمان خودش رادیکال بود و هم‌اکنون نیز چنین است. به نظر او، زنانی که می‌خواهند آزاد باشند باید جوامع خودشان را ‌بسازند و جدا از مردان زندگی کنند. به‌عبارت‌دیگر، زنان نه‌تنها از زنجیر بلکه از زنجیرسازان هم باید رها شوند.

✍🏼 ازنظر سوشون، وابستگیِ ناشی از نیاز به کسب اجازه یا تأیید برای انجام خواسته‌های خود مانعی در برابر تسلط بر نفس است. زنان، خواه در نقش همسر و خواه در مقام راهبه، نمی‌توانند مستقلاً درباره‌ی مسیر زندگى و علایقِ خود تصمیم بگیرند. در چنین شرایطی فردِ تحت‌سلطه نمی‌تواند مسیر فکر و اراده‌ى خود را دنبال کند، بلکه اراده‌ى شخص دیگر به قاعده‌ای تبدیل می‌شود که زنان باید براساس آن عمل کنند و تسلیمِ آن شوند؛ چنین وضعیتی هرگز به آزادى نمى‌انجامد. ازنظر سوشون، تمام نقایص شخصیتی‌ای که هم‌عصران او در زنان تشخیص می‌دادند ــ مانند تکبر، عشوه‌گری، بى‌فکرى و غیره ــ با آموزش رفع می‌شوند. زنان باید بخوانند، گفت‌وگو کنند، سفر کنند و دوباره بیشتر بخوانند. این سبب می‌شود که وسعت نظر پیدا کنند، ذهنشان درگیر شود و قدرت تفکر‌شان را کشف کنند. اما زندگی در محدودیت و در زنجیر، یعنى وجه بارز وضعیت زنان، نمی‌تواند به رشد فردى و تسلط بر نفس کمک کند.

✍🏼 زنان همه‌جا در زنجیرند. یکی از راه‌های آزادى زنان از زنجیرِ محدودیت، جهل و وابستگی متقاعدکردن مردان درباره‌ى این آسیب‌ها و تشویق آنها به تغییر رفتار با زنان است. سوشون می‌توانست بگوید که مردان باید به زنان اجازه‌دهند تا به مدارس وارد شوند، در سیاست مشارکت کنند، در کلیسا مناصب مهم را اشغال کنند یا به زنان در خانواده‌هایشان اختیارات بیشتری بدهند و غیره. اما او این مسیر را دنبال نمی‌کند. او به‌صراحت می‌گوید که مخاطبانش زنان هستند. او مى‌نویسد: «تنها هدف من در سراسر این رساله پرورش بلندنظری و بلندهمتی در افراد جنس مؤنث بوده است تا بتوانند از خود در برابر محدودیت‌های برده‌وار، جهل احمقانه و وابستگیِ موهن و تحقیرآمیز محافظت کنند.»

14خەرمانان ساڵ2723کوردی

هویت کوردی و دین5

هویت کوردی و دین(۵)

قسمت آخر.... به شي ئاخر

هويت كوردي و آيين از نگاه ديگري

با توجه به پذيرش تقريباً سراسري آيين اسلام از سوي كوردها و تاثير و تاثرات متقابل كوردها و مسلمانان بر كوردستان و اسلام،اين بخش را به موضوعيت اسلام و هويت كوردي به عنوان بخش عمده مساله هويت مالي در كوردستان و دين اختصاص مي دهيم و در سه بخش به بررسي مي پردازيم:

11خەرمانان2723کوردی

نویسندە.... بهزاد خوشحالی

ادامه نوشته

جايگاه واژگان اساطيري (ايزدان و ديوان اوستايي) در گويش كوردي ئیلامی

جايگاه واژگان اساطيري (ايزدان و ديوان اوستايي) در گويش كوردي ئیلامی

در گويش كوردي ئیلامی واژگاني هستند كه با دقت در مفهوم آن ها به ريشه ي اوستايي آن ها در گويش پي خواهيم برد اين واژه ها، اسامي ايزدان و ديوان اوستايي بازمانده از روزگاران كهن در گويش كوردي ئیلامی هستند.

واژه ي تُرمتَ (turomta)؛ اين واژه در گويش كوردي ئیلامی نشانگر فردي است كه داراي گستاخي و تكبر است. دكتر ژاله آموزگار چنين مي گويد؛ ترومَد\ترومتَ\تُرمتي؛ ديو زني است كه نخوت و تكبر و گستاخي مي آفريند، درست برعكس "سپندارمذ" كه نماد تواضع است. اين ديو سرانجام به دست"سپندارمذ" از ميان خواهد رفت برخي اين ديو را با ديو "ناهيه" كه از سران ديو است يكي دانسته اند.

واژه ي وه ره ن (waran)؛ در گويش كوردي ئیلامی به جفت گيري(قوچ وميش) گفته مي شود. دكتر ژاله آموزگار مي آورد؛ "وه ره ن" ديو شهوت است و همراه با ديو"آز" در متون اخلاقي از بزرگترين ديوان به شمار مي رود.

واژه ي وا (wa)؛ كه در گويش كوردي ئیلامی به معناي"باد"است. دكتر ژاله آموزگار چنين مي آورد؛ "وا" تجسمي از فضا و همچنين باد، بادي كه در ابر باران زا "زندگي" مي آورد و در توفان، "مرگ". يكي از اسرارآميزترين خدايان هند و ايراني است. در هند باستان او را برآمده از نفس غول جهاني مي دانند كه بدن او ساخته شده است و همچنين او را روح خدايان به شمار مي آورند. در ايران خداي دم زندگي است. هم اورمزد و موجودات خوب و پارسا براي او قرباني مي كنند و هم موجودات اهريمني؛ ولي دعاهاي آفريدگار و موجودات خوب مستجاب مي شود و خواسته هاي ويرانگرانه برآورده نمي گردد...به عبارت ديگر به او مي توان دو جنبه داد،"حيات بخش" و جنبه ي "مرگ آفرين"...صفت عمده ي او در متون پهلوي"ديدنده خدا" يا "ديرنگ خدا" است يعني كسي كه فرمانروايي درازمدت دارد. در مواردي"ايزدرام"همسان او شده است.

واژه ي خوه ر (xwar)؛ در زبان كوردي ئیلامی به معناي خورشيد و آفتاب است. بنا به گفته ي دكتر ژاله آموزگار چشم "اورمزد"خوانده مي شود. او تيرگي و تاريكيِ را نابود مي كند و اگر يك زمان دير برآيد همه ي آفرينش را از ميان مي برند.

بر گرفته از كتاب"فرهنگ تطبيقي گويش كوردي ئیلامی با زبان ايراني ميانه" تاليف؛عليرضا اسدي

8خەرمانان2723کوردی

هویت کوردی و دین4

قسمت چهارم

به شي چووارم

كوردها و تعامل آييني با يكديگر

به گواه تاريخ،چه پيش از اسلام وچه پس از آن،يك نگاه"چند آييني"بر انديشه ي ملت كورد حاكم بوده است و اين ملت،در دوران هاي گوناگون تاريخي،با پذيرش اديان و مكاتب مختلف،همه ي آنها را در ظرف هويت و مليت خود ريخته است. از سوي ديگر همچنان كه اكنون نيز مي توان مشاهده كرد سرزمين كوردستان در يك زمان،آيين گاه و پرستش گاه اديان مختلف چون زرتشتي،مسيحيت،يهوديت،اسلام و حتي بت پرستي نيز بوده است و نحله هاي مذهبي چون"مزدائيسم"، "نسطوري"،"آسوري"، "سني" ، "شيعه"، "ايزدي" ،"علوي"(هالاوي) ، "اهل حق" ،"صوفيسم" و... با وجود تلقي ها و تمايزات گوناگون به لحاظ نگاه آييني و مذهبي،همواره در كنار يكديگر زندگي كرده اند،بسياري از آنها فارغ از مذهب و آيين،در كنار يكديگر به دفاع از هويت و سرزمين خود پرداخته و با محوريت بخشي به "اصالت ملت"، قرباني آرمان هاي "كورد ملت باورانه" شده اند. در اينجا بهتر است به ذكر چند نمونه ي تاريخي در اين مورد پرداخته و با ذكر پاره اي از تعاملات،به بيان توصيفي"تحمل" و "تسامح" نزد پيروان اديان ومذاهب در كوردستان بپردازيم.

4خه رمانان2723كوردي

به ادمه مطلب مراجعه كنيد

ادامه نوشته

هویت کوردی و دین3

هویت کوردی و دین(3)

قسمت سوم ......به شي سێيه م

علاوه بر اديان و مذاهبي كه مورد بررسي قرار گرفت ضرورت دارد به ذكر پاره اي توضيحات- هرچند كوتاه- در مورد برخي زير آيين هاي منطقه نيز پرداخت:

طريقت قادري: اين طريقت منسوب به "شيخ عبدالقادر گيلاني" اهل "گیەڵان" كرمانشاه است"gilanگیلان نە بلکەgiallan گیەڵان درستە کە کلمە کوردی هست و شهری در استان کرمانشاە" پيروان اين طريقت احترام بسياري براي اهل تشيع و تسنن قايل بوده و نسب خود را به پيامبر اسلام و حضرت علي باز پس مي برند. پيروان اين طريقت در مناطق مختلف كوردستان پراكنده اند و در كنار طريقت نقشبنديه، نماد "صوفيسم" هستند."شيخ محمود برزنجي" از بزرگان اين طريقت است.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرماييد

1خەرمانان2723کوردی

ادامه نوشته