هویت کوردی و دین4
نمونه ي شماره ي يك:
همانگونه كه پيش از اين نيز گفته شد شهر "هەولێر"بە عربی اربیل با ريشه ي زباني"اربائيلو" يا"اربع ايلو" واژه اي كاملاً تكثرگرا و به معناي "چهار خدا" است. اين شهر در يك زمان پرستش گاه و عبادت گاه آييني"آشوري"ها، "هوري"ها، "گوتي"ها و"اكدي" ها بوده است .
نمونه ي شماره ي 2:
حضور ديرين پيروان مسيحيت در كنار شهرهاي با گرايشات بسيار مذهبي اسلامي و تعامل آييني مسلمانان ومسيحيان با يكديگر در شمال غربي ايران و در منطقه درياچه اروميه،حضور اقليت مسيحي در چند روستاي اطراف شهر مذهبي كويه و زندگي اقليت هاي "آسوري" و"كلداني" در بخش هاي مختلف كوردستان با پراكندگي جغرافيايي ناهمگن،شاهدي قوي و مطمئن بر اين ادعاست. همچنين يهوديان كوردستان نيز در طول تاريخ حضور پر رنگ خود در كوردستان،در محلات مختلف شهرهاي كوردنشين پراكنده و حتي گورستان و زيارتگاه هاي منحصر به خود نيز داشته اند. داستان ها،لطايف ونكات ظريفي كه از تعاملات مسلمانان و يهوديان در كوردستان،به صورت سينه به سينه نقل مي شود نيز حكايت از اين مساله دارد. يهوديان كورد،حتي امروز نيز با آنكه در مهاجرت به ارض موعود خود اسراييل،يك هويت ملي در چارچوب كشور مستقل براي خود تعريف كرده اند هنگام معرفي خود به ديگران از واژه ي "اناكوردي" استفاده و حتي به اين نام نيز شناخته مي شوند.
نمونه ي شماره ي3:
اهل حق زيارتگاه هاي مقدسي دارند كه ملزم به زيارت و ديدار آنها هستند. اين عبادت گاه ها كه معمولاً به صورت دوره اي پذيراي پيروان خود است شامل مرقد "سلطان اسحاق" در روستاي "شيخان"، "شاخوشين" در "هاوار"، "بابايادگار" در"ذهاب" و "باباطاهر همداني" در"مندلي" است.(پيروان اهل حق بر اين باورند كه زيارتگاه باباطاهر در مندلي قرار دارد.) جالب اينجاست كه چه روستاي"شيخان" وچه"مندلي" يا حتي"همدان"، داراي اكثريت مسلمان و پيروان سني و شيعه است.
و جالب تر آنكه خادم زيارتگاه اهل حق در "شيخان"،مسلماني با تخلص"صوفي صالح"است كه نزد اهل حق از احترام و حتي قدسيت برخوردار است.
نمونه ي شماره ي 4:
با وجود آنكه در آيين اسلام (سني وشيعه)، ارتداد مستوجب حكم مرگ است،اما با وجود تغيير آيين از سوي كوردها در طول تاريخ،هرگز شاهد صدور حكم مرگ بر اثر ارتداد از سوي بزرگان آييني يا مردم كوردستان نبوده ايم. "پروفسور سعيد" كاشف بزرگ "كتيبه هاي هَورامان" و يكي دو تن از اعضاي خانواده ي "بدرخانيان" كه از اسلام به مسيحيت گرويدند هيچ گاه با بازخواست رسمي شرعي از سوي بزرگان آييني ملت كورد مواجه نشده و همواره مورد احترام و اقبال تاريخ كوردستان نيز بوده اند.
نمونه ي شماره ي 5:
در ميان پيروان اهل تشيع و اهل تسنن در كوردستان،هرگز نمي توان به نمونه هايي از يك عداوت،نفرت و يا برخورد درسطحي گسترده كه بتوان آن را جنگ يا نبرد مذهبي از نوعي كه ميان پيروان آيين هاي مختلف مسيحي روي داده است اشاره نمود. در اين ميان،هرآنچه در مقاطعي بسيار كوتاه در تاريخ روي داده است قطعاً ردپايي از يك طراحي توطئه آميز براي ايجاد اختلاف جهت بهره برداري هاي سياسي با خود داشته است. گروه سلطه در كوردستان در دوره هايي كوتاه و در چارچوب"پروژه كولونياليسم فرهنگي" اقدام به طراحي چنين نقشه هايي نموده اما هوشياري ملي و "كورد ملت باوري" نزد كوردها همواره به مانعي اساسي در برابر اين طرح ها تبديل شده است.
نمونه ي شماره ي6:
اگر چه آيين اسلام از طريق غزا و در ادامه به دليل تحميل شرايط مذهبي با استفاده از اهرم هاي اقتصادي (نظيرجزيه و خراج) وارد كوردستان شد اما هرگز نتوانست به مانند آنچه در مورد مصريان،تونسي ها و سوري ها روي داد تغييري در زبان آنها ايجاد كند. همچنين است شعاير ملي و آيين هاي "پيشا اسلامي" در كوردستان كه اسلام ناگزير از پذيرش آنها و احترام گذاردن بدانها شد. احترام به آتش نزد كوردها و حتي در پاره اي موارد قايل شدن قدسيت براي آن،جشن نوروز،مراسم عروسي و بسياري آيين هاي ديگر،مبين اين موضوع است. آيين اسلام در بسياري از موارد هرگز نتوانسته است سيماي ويژه گي هاي سنتي وعرفي ملت كورد را از ميان بردارد وتنها در برخي موارد، رنگ وبوي آنها را رقيق تر نموده است بنابراين مي توان گفت اسلام در كوردستان يك "كومپوزيتسياي ملي ـ اسلامي" است كه مي توان آن را "اسلام بومي" يا "اسلام كوردي" نام نهاد.
نمونه شماره 7:
ماموستا "هه ژار" در يكي از خاطرات خود در مورد آشنايي با "فرانسوا حريري" تعريف مي كند:" فرانسوا از سوي ملا مصطفي ماموريت يافته بود تجهيزات مورد نياز ما را در ايستگاه راديو تامين كند. شبي در يكي از متون فقهي به مساله اي برخورديم كه اگر فردي مسلمان،هنگام گرسنگي نتواند به خوراك حلال دست يابد،خوردن گوشت اهل كتاب براي او جايز خواهد بود. ما نيز موضوع را به شوخي به آگاهي فرانسوا رسانيديم. ار آن روز به بعد،هرگاه ليست آذوقه و مواد مورد نياز را تهيه مي كرديم در آخر نامه به شوخي مي نوشتيم: "شنيده ايم خوب چاق شده اي. حكم شرع را فراموش نكن و هرچه سريع تر ملزومات مورد نياز ما را روانه كن و گرنه مجبور خواهيم شد از حكم شرع پيروي و اطاعت كنيم ...".
شايد بتوان ادعا كرد نزد كوردها،پرسش از مذهب و آيين يكديگر به نوعي فراتر از "تفتيش" و حتي توهين نيز تلقي شده است. مبارزه ي ملي كوردها در دوران نهضت آزادي بخش ملي از آيين هاي مختلف در كنار يكديگر و در يك سنگر دربرابر دشمن مشترك،بزرگ ترين شاهد اين مدعاست.(در قيام1880كوردستان كه به عنوان سرآغاز نهضت رهايي ملي كورد شناخته مي شود شيخ عبيدالله نهري با وجود پيروي از طريقت نقشبندي،براي اتحاد كوردستان- فارغ از دين و مذهب- ميرزا ملك آرا(شيعه)، اقبال الدوله(شيعه)، آخوندهاي شيعه اروميه،مارشمعون آسوري و رهبر كليساي ارمني ها را به اتحاد عليه دشمن مشترك فراخواند. "قاضي محمد" رهبر و پيشواي جمهوري كوردستان نيز پس از تشكيل كابينه،ضمن اعلام آزادي كامل مذاهب،از پيروان اديان مختلف در كوردستان خواست به امر آموزش به زبان مادري اهميت فراوان دهند.)
نويسنده......بهزاد خوشحالي
ادامه در پست بعدي
با سلام خدمت شما دوستان عزیز