1. قاسملو را دوست دارم چون هم علم داشت هم عمل. استاد دانشگاهی که سختی تکیه دادن بر کوههای کوردستان را به رفاه شخصی ترجیح داد.
2. مرد جنگ، مذاکره و تصمیم‌گیری بود. در مقابل ظلم و دیکتاتوری جنگید، زمانیکه پیشنهاد مذاکره را دریافت کرد جانش را برایش داد و در ایجاد رابطه و رساندن پیام کوردستان لحظه‌ای تعلل به خرج نمی داد و تصمیم می گرفت.
3. اعتقاد راستین به دمکراسی داشت تا جائیکه سرنوشت کوردستان را به استقرار دمکراسی در ایران پیوند زد. چراکه همچون حاکمان تهران و حامیانش خیر کوردستان را در فنای دیگران جستجو نمی کرد،همانگونه که "مدافعان حرم" برایش سینه چاک می کنند.
4. کوردستان و کورد برایش یک ارزش مدرن و امروزی بود. به همین دلیل آماده نشد جنبش کوردستان را با ترور پیوند بزند. بلکه استوار در مقابل ترور ایستاد.
5. ترقیخواهی را امری ایدئالیستی فرض نمی کرد. بصورتی که تنها امری تئوریک باشد.بلکه با ارتباط و سازماندهی توده های مردم شکلی عینی به آن بخشید.
6. هر کجا بود در کنار آزادیخواهان سنگر می گرفت، بگونه‌ای که در مقابل ظلم شوروی در برابر چکسلواکی ایستاد و ناچار به ترک چک و رفتن به فرانسه شد.
7. نزدیکترین دوستانش روزنامه‌نگاران و انسان های انسان مدار بودند. چراکه اعتقاد به آزادی بیان و ارزشهای انسانی سرلوحه زندگیش بود.
8. هیچ میراث شخصی از او به جای نماند، جز اتاقی گلی در کوهستانهای قندیل که پناهگاه دو متری برای پناه گرفتن در موقع حمله هواپیماهای حاکمان تهران بخشی از آن بود.
9. روابط سیاسی را امری طبیعی در جهان سیاست می دانست و شعار"نه شرقی نه غربی" سر نمیداد. با صدام هم ارتباط داشت،اما هیچگاه دستاویز سیاستهای او نشد،امری که جمهوری اسلامی با همیاری دوستان شیعه اش در عراق تا به امروز موفق به کشف حتی یک سند از وابستگی او نشدند.
10. در آخر او را دوست دارم، چونکه به اراده،توان و جنبش کوردستان ایمان داشت. بگونه‌ای که خود پیش قدم احیای این جنبش بعد از جمهوری کوردستان شد.
در مجموع قاسملو مردی بر خواسته از میراث پیشوا قاضی محمد بود که یاد و میراثش ارزشی برای انسان کورد هستند، ارزشهای که نیاز به باز تعریف دارند، اما قطعا به مانند میراث تهرانگرایان نیست که روزی در قبال آن باید محاکمه شویم

شعار کوردها رو فراموش نکنیم کە فریاد زدن.....قاسملو قاسملو راهت ادامە دارد✌✌✌✌