و در امور داخلی خود خودمختار بودند اما بە امپراتوری، مالیات برای خزانە و سرباز برای جنگ می‌دادند. عناوینی چون ‘”کوردها در سرزمین ترکها” و ” کوردهای پرشیا” در مکالمات نمایندگان دول خارجی در اوایل قرن بیستم بسیار بە چشم می‌خورد. اروپایی‌ها (و نە مردم ساکن در ایران قبل از قرن بیستم) بودند کە جغرافیایی را کە سپس رسمأ ایران نام گرفت، پرشیا می‌نامیدند—اگرچە “ممالک محروسە ایران” مرسوم بود یا ایران بە معنای سیاسی امروزی آن بەکار بردە نمی‌شد، اما این استنباط کە ‘ایران’ واژەی نو است، غیر تاریخی است. “کوردستان پرشیا” را نیز در سفرنامەهای اروپائیانی همچون خانم ایزابلا بیشاپ (١٨٨٠) می‌توان ردیابی کرد. “کوردستان جنوبی” یا “کوردستان شمالی” را هم در یادداشت‌های مترجم وتحصیلکردە کورد “رفیق حلمی” کە در بارە رویدادهای بعد از جنگ اول جهانی می‌نوشت، می‌توان دید. حداقل تا اواسط قرن نوزدهم، مناطق مختلف کوردستان بزرگتر را از طریق اشارە بە امارت‌ها و نە جهت‌های جغرافیایی نام می‌بردند. بە نظر می‌رسد استفاده “جنوبی” و “شمالی” محصول اتفاقات اوایل قرن بیستم و بە خصوص بعد از جنگ‌جهانی اول باشند.
اما در طول قرن بیستم، عناوین جغرافیایی کە توسط دولت‌های معاصر برای کوردستان تحت حاکمیت خود استفادە می‌شدند، هیچگاە بیانگر صحیح آن مناطق نبودند. این دولت‌ها یا از طریق تقسیمات کشوری شکل کوردستان‌شان را مداوماً تغییر دادەاند و شهرها و روستاهای زیادی را در استان‌های مجاور قرار دادەاند (ایران و عراق)، یا هویت کوردی را بە تمامی انکار کردەاند (ترکیە و سوریە). برای مثال در ایران بە کار بردن “کوردستان ایران” از نگاهی قوم‌گرایانە تلویحاً بە ایرانی‌بودن کوردها اشارە دارد، کە البتە می‌تواند تاریخاً اثبات شود، اما بە تملک‌ درآوردن ایران بە عنوان یک ایدە و یک جغرافیا را توسط قوم یا گروە اجتماعیِ مشخصی کە فارسی شاخص آن است، پوشیدە نگە می‌دارد؛ گروه اجتماعی‌ای کە دارای هژمونی فرهنگی و سیاسی در ایران معاصر بودە است. بنابراین،”کوردستان ایران” بدون اشارە بە موجودیت مستقل تاریخی یک نهاد و پدیدە دیگر (کوردستان) حس تعلق بە یک نهاد تاریخی یا یک دولت را تقویت می‌کند. بە عنوان یک گفتمان، “کوردستان ایران” بە شیوەای سرکوبگرانە حقوق سیاسی و فرهنگی و مذهبی کوردها را انکار می‌کند و صرفاً عنوانی برای موقعیت حاشیەای آن نهاد در ایران معاصر است. انکار آن حقوق از طریق تئوری‌های توطئه صورت می‌گیرد و مقاومت و جنبش‌ها برای نیل بە آن حقوق را بە دشمنان خارجی کە هدفشان تجزیە ایران است، نسبت می‌دهد. بە عنوان یک گفتمان، “کوردستان ایران” محصول ایدە‌ی مرزهای ثابت مدرنیتە است. اما این گفتمانی بە غایت تفرقەافکنانە است کە هموارە وحدت را در یکسانسازی فرهنگی و نە تنوع جستجو کردە است. این گفتمان مکانیزمِ یکسانسازیِ فرهنگی است کە هژمونی زبان و فرهنگِ فارسی را تحکیم، تولید و بازتولید می‌کند و آن زبان و فرهنگ را نە بە عنوان سرمایە فرهنگی برای ارتقا‌‌ء دیگر فرهنگ‌ها در ایران، بلکە بە سان اهرم سرکوب درآوردە است. این گفتمان بە تبادل فرهنگی دامن نمی‌زند بلکە یکی را بە سود دیگری بە حاشیە می‌راند.
از منظر فوق، استفادە از عناوین جهت‌های اصلیِ شرق یا جنوب کوردستان بە معنای بە چالش‌کشاندن گفتمان سرکوبگرانە قدرت است، کە می‌تواند عمل مثبتی باشد و مقاومت را تقویت کند. اما خود آنها نیز این ظرفیت را دارند کە بتوانند بە نوبە خود بە گفتمانی مخرب‌ تبدیل شوند و در خدمت یک ایدیولوژی قرار گیرند. بنابراین بایستی بە این ظرفیت‌ها آگاە بود و به عوامل تاریخی‌ای کە عناوین مختلف را بە وجود می‌آورند، توجە کرد. عناوین مختلف جغرافیایی کوردستان محصول تغییرات سیاسی و جغرافیایی حداقل از قرن شانزدهم بە این سو هستند. سرزمینی کە کوردها در آن زندگی می‌کردند، تحت حاکمیت امپراتوری‌ها و خاندان‌های محلی بود. از قرن شانزدهم بە بعد، “کوردستان” هر چە بیشتر استفادە می‌شد، نامی کە در دورە سلجوقی‌ها هم بە کار گرفتە شدە است. استفادە از “کوردستان” بە دنبال جنگ چالدران در ١۵١۴ کە بە نحو موثری آن سرزمین را بین عثمانی و صفوی‌ها تقسیم کرد. سلطان سلیمان اول مشهور بە قانونی خود را همچنین “پادشاە” کوردستان می‌نامد.

قاسملو رهبر بزرگ کورد:آزادی برای ایران و خودمختاری برای کوردها

نویسندە:معروف کعبی استاد دانشگاە سنت اندروس انگلستان

ادامە در پست بعدی....

17جۆزەردان ساڵ2724کوردی