اسماعیل اقا سمکۆ شکاک
در کتاب کوچکترین متحد ما (our smallest ally) کە توسط یک افسر انگلیسی نوشتە شدە است امدە کە :
انگلیس و فرانسە و روسیە بە مار شیمون ( کشیش اشوریها ) رئیس و فرمانده جیلۆها قول دادە بودند کە اگر اسماعیل اقای شکاک را بکشد او را بە عنوان حاکم ارومیە شناختە و او مختار است کە یک حکومت جداگانە تشکیل دهد و یا بە کشور ارمنستان بپیوندد .
این توطئە را اسماعیل اقا (خود انگلیسیها برای رهائی از تعهد غیرممکن خود بە گونەای بە سمکۆ اطلاع دادند ) کشف و دعوت مارشیمون را برای سفر بە ارومیە نپذیرفت و بە او گفت :
شما بە چهریق ( قلعە اسماعیل اقا ) بیائید تا با هم ملاقات و مذاکرە کنیم .
مارشیمون همراه عدهای از افراد مسلح خود به قلعه چهریق رفت.
در این ملاقات حضوری مارشیمون به اسماعیل اقا پیشنهاد کرد که با کمک یکدیگر حکومت تشکیل دهند و اعلام استقلال کنند .
مارشیمون به اسماعیل آقا گفت :
دولتهای روس و انگلیس به من قول دادهاند که فورا استقلال ما را برسمیت بشناسند . پس از پایان مذاکرات و به اشاره سمکۆ در همان قلعه مارشیمون کشته شد .
ارتش تا بن دندان مسلح آشوریان کە توسط انگلیس و فرانسە مسلح شدە و اموزش دیدە بودند به سنندج و قلعه چهریق یورش بردە و عده زیادی را کشتند .
نیروهای کورد اول به کوهستان پناه برده و پس از تجدید قوا به لشکر جیلو حمله کرده و انان را از ارومیە خارج ساخته و تا شاهیندشت انان را تعقیب کردند . جیلۆها از طریق همدان و با همکاری ارتش انگلیس کە در همدان و کرمانشاە مستقر بودند بە اطراف موصل و کرکوک در خاک عراق کە در تصرف قوای انگلیس بود کوچانده شدند و تا اکنون در انجا ساکنند .
در ان کتاب مورد اشاره از بد عهدی انگلیس با اشوری ها و عدم اجرای نقشە تشکیل حکومت اشوری یاد شدە است و زیرکی و اقدام درست سمکۆ را موجب نجات ارومیە ذکر کردە است .
نویسنده میگوید :
ما انگليسیها سمکۆ را دست کم گرفتە بودیم ، سمکۆ نجاتبخش ارومیە شد و اگر تدبیر و اقدام بە موقع او نبود اکنون ارومیە یکی از شهرهای ارمنستان بود .
تاریخ در دوران پهلوی واژگونە نوشتە شدە است و سمکۆ را یک یاغی قلمداد کردهاند ، یعنی تاریخ را درست برعکس ثبت و ضبط کردهاند و متاسفانه این افسانه دروغ را هنوز عدهاي باور دارند .
سمکۆ بر علیە ظلم و بیداد حکام تبریز کە برادرش را کشتند قیام کرد . او بر علیە حکام فاسد قاجار در تبریز و ارومیە کە بسیار ظالم بودند قیام کرد و با انان جنگید او هرگز هدفش جدائی از ایران نبود و قصد مذاکرە با رضا خان و تسلیم داشت و در سلماس با رضاخان دیدار کرد . اگر نیت جدا شدن از ایران را داشت میتوانست در سفر رضاخان به سلماس او را هم مانند مارشیمون از بین ببرد .
رضا خان بە سمکۆ قول داد جور و ظلم را برطرف و گذشتە را جبران کند . اما رضا خان پس از خروج از سلماس زیر قول خود زد و بە او دروغ گفت و لشکری بە سوی او روانە کرد .
بە هر حال در هر جنگی مردم بیگناە کشتە میشوند و از ان جهت هر دو طرف جنگ مقصرند .
بهتر است تاریخ را بازخوانی کنیم و با حقیقت اشنا شویم ، اما نفاق و تفرقه را تجدید نکنی ایرانی ها بە دوستی و محبت همدیگر نیاز دارند،نیشتر زدن زخم های دیرین سودی ندارد . همگی باید بە فکر همدلی و همزیستی مردم استان باشیم .
همگان باید خواهان توسعە همە جانبە و متوازن استان ارومیە یا بە کوردی ورمی باشیم ، مطرح کردن مسائل مورد اختلاف باعث میشود هیچ کس بە خواستەهای بر حق مردم این استان گوش ندهد .
ارادتمند همە دکتر علی شمس برهان
اول خرداد95
دکتر قاسملو رهبر بزرگ کورد:آزادی برای ایران،خودمختاری برای کوردستان✌✌✌✌
7جۆزەردان ساڵ2724کوردی
با سلام خدمت شما دوستان عزیز