147

ویران کنید، آتش بزنید، منفجر کنید، منهدم کنید، به دار بیاویزید، به زنجیر بکشید، تا خود مرگ شکنجه کنید، زنده به گور کنید، آواره کنید، به فقر بکشید، ظلم کنید، ستم کنید....

بجنگید، می‌جنگیم، کشته می‌شویم و می‌کشیم.

شمشیر، نیزه، منجنیق، گلوله، بمب و موشک.....

جنگ و جنگ و جنگ و جنگ....
خون بریزید و خون میریزیم.

بوی خون، بوی تن‌های تکه‌تکهِ فسرده در دشت‌ها، صدای جنازه‌های دفن شده در دل خاک، بوی باروت، بوی اجساد سوخته.

خاک خون، چشمه‌های جوشان خون، رودها خون، دریاها خون.

نسیم ابدی مرگ، نور مرگ، و باز هم مرگ،

گویا چاره‌ای نیست و آبادی زمین ما در کشتن و مرگ است، کشتن و نابودی نسل ما!....

مایی که در طول تاریخ ننگین چند هزار ساله‌ خود چیزی جز جنگ و کشتن نداریم و از این به بعد هم نخواهد داشت.

در آن صورت شاید مکانی امن برای جانداران دیگر شود. جاندارانی که از موج بی‌رحمانه کشتن ما در امان مانده‌اند.

شاید بعد از پاک شدن خون آلوده این گلوله سوخته، وارثان واقعی قدم بر آن بگذارند و دست به آبادیش بزنند....

موجوداتی از یک نژاد و مکتب و مذهب و قوم و قبیله و زبان و رنگ،

موجوداتی بی‌نام ....!

تقدیم بە تمام مردان آزادیخواە انقلاب ژینا

ژن،ژیان،ئازادی....

3گوڵان ساڵ2724کوردی