وطن"


من آن اسبم
که سرنوشت،مهر کارگری را بر پیشانیم زدە

وطن من
کلکسیون طعم های تلخ و تند است.
عشق، میوه ی تلخی ست
که سهم من شد از بوته ی زهر زندگی.
امید،فلفل نوبر جالیزی ست
که بازرگانان قدرت
هدیه کردند به میهن ام.

زهر و سم شیرین اند
در سرزمین نفرین شده ی من.

در وطن من
زندگی،زخمی است به درازای تاریخ
تاریخ لبریز از بدبیاری.

نام وطن ام؛
"قلعه ی حیوانات" است
قلعه ای که جورج اورول آنرا داستان کرد.

16ڕەشەمە ساڵ2723کوردی


✍مهرداد زیبایی
ایلام - سرابله