اشک های زبان مادری
گروهي از صاحب نظران اعتقاد دارند كه وجود زبان دوم سبب مي شود كه فرايند تحول و رشد اجتماعي شدن كودك.دچاراختلال گردد آنها معتقدند كه اگر بين زبان مادري كودك و زباني كه در مهد كودك يا مدرسه مورد استفاده قرار مي گيرد.تفاوت وجود داشته باشد اين تعارض مي تواند صدماتي را به وي وارد نمايد.گاهي نا آشنايي يا عدم تسلط كودك.به زباني كه در مهد كودك يا مدرسه به آن صحبت مي شود.سبب مي گردد كه او نتواند افكار و استدلال هاي خود را با استفاده از آن زبان بيان نمايد و همين امر،نوعي تعارض را در كودك ايجاد مي كند و سبب مي شود كه او فاقد اعتماد بنفس كافي براي بيان نظرياتش باشد.گاهي ممكن است اين كودكان،به عنوان كودك نابهنجار يا عقب مانده ذهني تلقي شود در حالي كه ممكن است واقعا اين گونه نباشد.
همين صاحب نظران مي گويند
پديده دوزبانگي مانعي بر سر راه رشد شناختي و سازگاري اجتماعي مي دانند و معتقدند كه اين موضوع عاملي براي مساعد ساختن لكنت و اختلال زباني مي باشد.از آنجايي كه كودك تمايل دارد تا مطلبي را به زبان مادري به شخصي بگويد و همان مطلب را براي فرد ديگه به زبان بيگانه بيان نمايد،اين عمل موجب عقب افتادگي مرحله ي تكلم در كودك مي شود،تفاوت هاي دستوري در زبان به اختلال و بي نظمي فكري نيز منجر مي شود.با توجه به اين امر كه موفقيت براي دانش آموزان دبيرستاني هم دشوار است مي توان دريافت كه كودك خردسال در آموختن همزمان دو زبان با چه وظيفه ي دشواري رو به رو است،معمولا به هنگام گفتار دو زبان با يكديگر مخلوط كرده و تا مدتها نمي تواند آنها را از يكديگر جدا كند،كودك در نتيجه دو زباني بودن،هنگام ورود به مدرسه چنان از نظر گفتاري عقب مي ماند كه آمادگي درك دروس را ندارد،از آنجايي كه چنين كودكاني،آمادگي ورود به مدرسه را ندارند،سازگاري آنان با عوامل و شرايط محيطي مدرسه.نسبت به كودكان يك زبانه به مراتب دشوارتر است؛ناتواني در بيان مناسب مطلب.موجب نگراني بيش از حد كودك مي شود و به زحمت مي تواند به موفقيت تحصيلي دست يابد همچنين اين صاحب نظران معتقدند؛كه تاثير منفي دو زباني بودن در سازگاري عاطفي و اجتماعي كودك، بيش از موفقيت تحصيلي است،به دليل نامناسب بودن مطلب،اين كودكان،مورد تمسخر كودكان ديگر قرار مي گيرند و پيامد اين وضع احساس خشم و افسردگي است كه در نتيجه اين كودكان از گفتگو خودداري كرده و به كودكان خموش تبديل مي شوند و اين حالت برتكامل شخصيت آنها تاثيرمنفي بجا مي گذارد.
ايران كشوري است كه داراي تنوع زبان و لهجه است بسياري از اين كودكان قبل از ورود به مهد كودك يا مدرسه در محيط منزل به زبان خود تكلم مي كنند كه متفاوت از زبان رسمي(فارسي) است،به همين دليل تعداد زيادي از اين كودكان در همان سال هاي اول زندگي(مهد كودك،مدرسه)دچار پديده دو زبانگي مي گردند و اين امر ممكن است آنها را با مشكلاتي مواجه كند.به هرحال اين موضوع،موضوع مهمي است كه بايستي مورد توجه قرار گرفته و يك راه حل اساسي براي حل آن ارائه گردد البته ممكن است در برخورد اول با اين قضيه تصور شود كه اين قضاوت يك قضاوت بدبينانه است؟
ادوارد ساپير در اين زمينه چنين مي گويد؛
زبان هر جامعه،وسيله ايي براي آشنايي با واقعيت آن جامعه است و به تفكر ما در زمينه مشكلات و فرايندهاي اجتماعي شكل مي دهد.انسان،موجودي است كه همواره تحت تاثير زبان قرار دارد و از آن طريق با فرهنگ و جامعه ي خود آشنا مي شود،زيرا كه زبان هر فرهنگ،وسيله ايي است براي انتقال آن فرهنگ،اين موضوع كه فردي بتواند بدون كمك زبان، خودش را با يك فرهنگ تطبيق كند.توهمي بيش نيست.در واقع،بسياري از صفات و خصوصيات يك فرهنگ،به طور ناخودآگاه،در زبان آن فرهنگ نهفت است،نمي توانيم دو زبان را پيدا كنيم كه مفاهيم دو فرهنگ در آن نهفته باشد
با سلام خدمت شما دوستان عزیز