هرچند نحوه کاربرد اعراب در قبل و بعد این آیه نشان می دهد که مخاطب خداوند، منافقان عرب مدینه و بخشی از یاران پیامبر(ص) هستند که از حضور در جنگ تبوک سرباز می زدند، اما در تفاسیر عربی و منابع دینی کلمه اعراب در این آیه نه جمع عرب،بلکه جمع اعرابی به معنای بادیه نشین و بیابانگرد[در برابر عرب شهرنشین] است. با وجود این در میان عامه مردم و منابع تاریخی این تفکیک ظریف لغت شناسانه رعایت نشده و اعراب همیشه جمع عرب بوده است. این موضوع سبب شد که برخی متعصبان عرب و حتی مفسران مسلمان در صدها کتاب تفسیر خود همواره در صدد توجیه و تفسیر این آیه از قرآن برآیند که خود موضوع پژوهش مفصلی است.
یکی از تکاپوهای متعصبان عرب در سده های گذشته و زمانی که هنوز نژاد پرستی مدرن باب نشده بود، تحریف قرآن و قراردادن اکراد به جای اعراب در این آیه است. یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان در ذیل توضیحات خود درباره شهرزور می نویسد که یکی از متطرفین(متعصبین) آیه ۹۷ توبه را به این شکل قرائت می کرد: "الاکراد ٲشد کفرا و تفریقا..." به او گفتند که شکل درست آیه الاعراب ٲشد کفرا و تفریقا است و او پاسخ داد: " خداوند عز و جل به شهرزور مسافرت نکرده بود تا بلایایی را که در گوشه و کنار آن سرزمین اکراد بر سر مردم می آورند، ببیند".
هر چند یاقوت این مطلب را جزو لطایف عربی و ساخته و پرداخته متعصبان می داند و به سبب نگارش آن از خداوند طلب بخشش می کند، اما خودش همانجا تصویری از کورد ارائه می دهد که بدتر از تلقی آن متعصب عرب است. او می نویسد که اکراد کوهستانهای شهرزور مطابق عادت خود راه را بر رهگذران می بندند؛ آنان را می ترسانند و اموالشان را می دزدند و شکنجه، دستگیری و کشتن کوردها توسط فرمانروایان وقت هم سبب ترک این کار زشت از سوی آنان نمی شود.یاقوت در پاسخ به این پرسش که چرا کوردها این کار را متوقف نمی کنند، می نویسد: "و هی طبیعة للٲکراد معلومة و سجیة، جباههم بها موسومه". ترجمه: این کار در ذات و سرشت اکراد است و بر پیشانیهای آنان نوشته شده است.
آنچه یاقوت درباره کوردان نوشته است، خاص او نیست،بلکه به تعبیر فیلسوفان علم، گفتمان حاکم بر منابع عربی، فارسی و ترکی است و کورد همیشه و همه جا به استثنای منابع تاریخی دوران ایوبیان به این صفات متصف شده است. برخی نویسندگان با اقتباس از مفهوم اعراب در قرآن و استناد به دیدگاه ابن تیمیه معتقدند که اکراد در متون عربی به معنای کلیت مردم کورد نیست، بلکه منظور، بادیه نشینان کوردستان است. گروهی هم اطلاق صفات زشت به اکراد را نه به همه کردان،بلکه به مرتکبان کارهای زشت در میان آنان می دانند که امری طبیعی در میان همه ملل است.روایت یاقوت حموی البته که اشتباه بودن چنین دیدگاهی را نشان می دهد، زیرا در این جا کوردها به طور عام و مصداق موردی آنها یعنی کوردان کوهستانهای شهرزور، شرور بالذات خوانده شده اند.اصطلاح شرارت ذاتی تقریبن در منابع تاریخی دوران سلجوقی، مغول، صفوی، قاجار و عثمانی به عنوان ویژگی کردان بارها تکرار شده است و این نشان می دهد که اکراد در این منابع به معنای عام کورد آمده است.ضمن این که اگر در منابع عربی، اعرابی به عنوان مفرد اعراب آمده است در هیچ منبعی "اکرادی" به صورت مفرد اکراد نیامده است. ترجمه بادیه نشینان برای اکراد تنها در صورتی درست است که بر اساس دیدگاه ابن خلدون کورد به طور عام بدوی در برابر شهرنشین پنداشته شود که دیدگاه حاکم بر شاهنامه فردوسی و برخی منابع فارسی است.
عدم کاربرد چنین توصیفاتی برای کورد در منابع عصر ایوبی نشان می دهد که ریشه این موضوع را باید در پیوند دانش و قدرت به قول فوکو دید. کورد وقتی در آن دوره صاحب قدرت بود توسط منابع تاریخی قلمرو ایوبیان قدر دید و بر صدر نشست، اما هرجا که در ضدیت با قدرت حاکم یا بیرون از قدرت قرار داشت، مشمول صفات زشت گردید.همچنين امام صادق كوردها رو از نسل جن خطاب كردن....

28خەزەڵوەر ساڵ2723کوردی

منبع:کوردستان نامە