هويت كوردي

در "هويت كوردي" صحبت از يك فرد خاص كورد نيست بلكه صحبت از يك "هويت جمعي كوردي" يا هويت تاريخي، هويت فرهنگي و هويت سياسي است. پس آن چيزي كه مورد نظر مي تواند باشد "هويت جمعي" است. در شناخت هويت جمعي كوردي بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خود اين هويت يا هر هويت ملي يا جمعي ديگر، مي تواند يك"من فاعلي" و يك "من منفعل" داشته باشد. بايد ديد "من فاعلي" و "من منفعل" اين هويت كجاست؟ بدون ترديد،"من منفعل" آن متغير است. "من منفعل جمعي" نيز متغير و تحت تاثير زمينه ها و نيازهاي تاريخي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي است اما اين نمي تواند نافي"من فاعلي" يا "وجه ثابت" باشد.

همان گونه كه گفته شد در انسان، يك"من فاعلي" وجود دارد كه من فعال، من خلاق و من نمادين است. در جمع،"من فعال" وجود دارد كه بيانگر "ما ي خلاق"، نمادين و فرهنگي است. بايد آن "ما" را كه در هر شرايطي خود را نشان مي دهد و در تقابل با شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي، در نهايت هويت را تشكيل مي دهد شناخت. بنابراين هويت، "يك بخش ثابت" و "يك بخش متحول" دارد پس بايد دانست كه اين "من فعال" يا "من ملي" كجاست و كجا بايد آن را جستجو كرد.

در بحث هاي روان شناسي، "من فردي" انسان را در درون و در نيروهاي بالقوه ي آن و در جنبه هاي نمادينش مي توان يافت.

انسان موجودي است كه با نماد سروكار دارد و نمادين است بنابراين كورد بايد"من ملي" و "من جمعي" خود را در فرهنگ ببيند زيرا فرهنگ به تعبيري به معناي"نماد" است. ما بايد اين "من" يا"ما" ي جمعي خود را در نمادهاي خود ببينيم. در اين نمادها هم بايد يك اولويت بندي به عمل آورد. برخي از آنها بر برخي ديگر تقدم دارند.

اگر براي تعريف مفهوم فرهنگ به"معرفت مشترك"(Shared Knowledge) و به مولفه هاي گوناگون اشاره كنيم اين مولفه ها لايه هاي متفاوت فرهنگ را تشكيل مي دهند. نخستين لايه، لايه ي فكر، بينش، جهان بيني و باور است. اين ها لايه هاي زيرين فرهنگ محسوب مي شوند. لايه ي دوم، لايه ي ارزش هاست. پس آنچه از سنخ ارزش هاست و ملاك هاي داوري ما نسبت به خوب، بد، زشت و زيباست، لايه ي دوم را تشكيل مي دهد. لايه ي بعدي، لايه الگوهاي رفتاري و هنجارهاست و آخرين لايه، لايه نمادهاست كه به معناي نمادهاي كلامي(زبان نوشتاري و زبان گفتاري)وغيركلامي(هنر، موسيقي، معماري و...) است.

با توجه به آنچه گفته شد مي توان گفت هويت كوردي، يك انگاره فرهنگي، اجتماعي و سياسي و حاصل يك روند زماني است كه بازتاب "خودآگاهي اجتماعي" به نام "ملت كورد” مي تواند باشد. در كنار اين انگاره ي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، هويت كوردي يك انگاره ي جغرافيايي و تاريخي نيز هست.

هويت ديني

هويت ديني بيانگر رابطه ي "انساني-الوهي" در پاسخ به پرسش هاي بنيادين انسان چون"من كيستم؟" و "به كجا تعلق دارم؟" در بسته ي "خود و آفرينش"و به عبارتي مجموعه ويژه گي ها و مشخصات بنيادين همسان است كه به رسايي و رواني، بر ماهيت رابطه ي"انساني-الوهي" اشاره و بر اساس پذيرش چارچوبه هاي هر دين، در يك ظرف مكاني و زماني مشخص، گروه ها و افراد را از "ديگري ديني" متمايز مي سازد.

هويت ديني بر اساس آنچه گفته شد وجه متحول شونده هويت و تحت تاثير نيازهاي تاريخي، اجتماعي و اقتصادي است. هويت ديني همچنين در كنار رفتار و انديشه عقلاني، حامل احساس و ارزش نيز هست و وجه تمايز اديان گوناگون از يكديگر، نوع نگاه آنها به خرد، ارزش و احساس و رتبه بندي آنها در چارچوب دين تعريف شده است.

هويت ديني در كوردستان را نيز به تبع مي توان عنصر متحول هويت، امر غير ذاتي و تقريبا قراردادي و متكي به شرايط(اقتضائات مكاني و اقتضائات زماني) دانست.

هويت كوردي و هويت ديني

نكته ي مهمي كه نبايد از توجه به آن كوتاهي كرد عدم تباين ميان هويت ملي و هويت ديني نزد انسان ها به صورت عام و كوردها به ويژه است. بر اساس"اصل هويت هاي چندگانه"، معمولا افراد و گروه هاي مختلف اجتماعي، الزاما به يك هويت وابسته نيستند و مي توانند هويت هاي مختلفي را پذيرفته باشند مانند هويت قومي، هويت ديني، هويت زباني، هويت ملي، هويت جنسيتي و... اتفاقا هنر هويت اين است كه از ميان هويت هاي به ظاهر چندگانه، وجوه مشترك خود را كه مبتني بر "اصالت هدف" است خواهد يافت.

ادامه در پست بعد

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی