تمامیت ارضی؟
این عبارت به وضوح، حس ناسیونالیستی ایرانی ها را بیشتر از هر زمان دیگری نسبت به ما نشان می دهد و گویا از تغییر نام ژینا به مهسا که تبلوری از توسعه طلبی آنان است، باری دیگر قصد شاخ و شانه کشیدن برای مای کورد را دارند.
از کارشناسان سیاسی نایاک و mi6 گرفته تا ملیجک های بی محتوای شبکه های منوتو و دیگر رسانه های بزک شده اما متعفن ایرانی به ائتلافی خیالی و غیردموکراتیک رسیده اند. آنان در عین پررویی دهان خود را جز به دموکراسی نمی چرخانند و در عین حال به گونه ای غیر دموکراتیک و کوروش وار عمل می کنند که جز خونریزی و یکه تازی در میدان عمل به کسی فرصت حرکت و تکلم نمی دهند اما این بار عرصه، خالی از مرد میدان نیست.
نکته خنده آور، چسپاندن عبارت تجزیه طلب به اقدامات استقلال طلبانه ی مردم و رهبران قبلی و فعلی احزاب منتسب به کورد است که راه را برای سرکوب هرگونه حرکت سیاسی در آینده ی ایران پساولایت فقیه، هموار می کند، این عبارت گویا به گونه ای انتخاب شده تا ما را برنجاند و یا حداقل بترساند و عاملی باشد تا ما در مقابل آن جبهه بگیریم و چنین انگی را تکذیب کنیم. غافل از آنکه ما با خنده ای بر لب این عبارت را می پذیریم و آن را برای خود استقلال معنا می کنیم. این ماد مقدم است که ایران مجعول کنونی را تحت نام پارس/پارت به گوشه ای انداخته و ایران هر بار تقلا می کند تا مکر (دست پیش گرفتن) اش هویدا نشود.
ایرانی به خود حق می دهد کوردستان بزرگ را جزئی از خود بداند و برای توجیه آن به تاریخ ویترینی خود دست دراز می کند تا به دیگران بفهماند که کورد ایرانی همیشه وجود داشته و این امری طبیعی و ابدی است و هر آنکس را که بخواهد در این امر، خدشه ای وارد کند ابتدا از طریق مفاهیم و سپس از روش برخورد مستقیم به رویارویی دعوت می کند. این همان دموکراسی ای است که سلطنت طلبان ناسیونال از آن دم می زنند.
از آن خنده آورتر قرار دادن کورد زیر لوای ملت ایران به شکلی ازلی و ابدی است که هیچ مسیری برای رهایی ما از زیر این عبارت جعلی وجود ندارد و در عین حال انسان ناسیاسی همچون پهلوی نوه، با ژستی عاقلانه در اوج وقاحت دم از دموکراسی برپایه حقوق بشر می زند ولی بیرون راندن پدر توسط مردم را به کلی از یاد برده است.
اکنون دانستیم که تفکر ایرانیت چگونه در چهارچوب ایدئولوژی تشیع، سلطنت و ولایت فقیه را علیه دیگری که ما باشیم به شکلی متحجرانه گردهم می آورد تا کوردستان به مثابه مفهوم و هویت استقلال نیابد و همچون گذشته به اتنیک تقلیل یابد.شاید برای عده ای عینیت یافتگی سیاسی برای کورد چندان در اولویت نباشد اما باید اذعان کرد که کوتاه آمدن در برابر عدم تبلور سیاسی کورد، به معنای بازگشت به ابتدای تاریخ و کنش های سیاسی و (ژیر چه پوکه) بودن است. ما بایستی این نگاه اربابانه به کورد را با این تشکل سیاسی که همان عینیت بیرونی است، نابود کنیم و به جهان بفهمانیم تصویر طبیعی از زیر مجموعه بودن کورد، زیر نام ایران مصنوعی، خنده آور و نابه جاست. اکنون ایرانیان متعصب که تمامیت ارضی را طبیعی و ازلی می دانند، بدانند که ما زین پس نیز به خود اجازه می دهیم کوردستان بزرگ را مقدم بر ایران مصنوع فعلی بدانیم و برای اثبات آن به همان تاریخی دست می یازیم که شما بارها و بارها به آن استناد کرده اید. ما از امروز به بعد به خود اجازه می دهیم که ایران را متاخر از ماد و کوردستان بزرگ بدانیم و وجود تاریخی خود را اینگونه در عرصه سیاسی امروز هویدا خواهیم کرد. کوردستان بزرگ شکلی واقعی و تاریخی تر از ایران فعلی دارد و ما به کسی اجازه نمیدهیم که از تجزیه طلبی در کوردستان سخن براند. اکنون که متاسفانه کوردستان بزرگ با سایکس-پیکو دچار تجزیه شده ما هر حرکتی را برای یکپارچه شدن دوباره کوردستان بزرگ ارج می نهیم و به همگان اعلام می کنیم باوجود اینکه ایران، جزئی از کردستان بزرگ بوده، هم اکنون ما این اجازه را صادر می کنیم که هر کس حق دارد در زیر پرچمی زندگی کند که هویت خود را در آن می بیند و اینگونه نیز شاید ایرانیان از ما دموکراسی را دیکته و بیاموزند.
در این مسیر ایرانی دو راه بیشتر ندارد یا بایستی تن به آن دموکراسی ای بدهد که پهلوی نوه از آن یاد می کند یا برای ورود به کودستان بزرگ و فرار از دموکراسی متوحشانه سلطنت، از هم اکنون به فکر اخذ روادید و ویزا باشد. این دموکراسی پهلوی چیزی کم از دموکراسی خمینی ندارد زیرا هردو تبلوری از ایرانیت است.
شما و نوادگان پناهنده ی شما را در کشور کُردستان به دلیل آلودگی هوا یا دموکراسی نادموکراتیک پهلوی ملاقات خواهیم کرد. این فرجام #وکالتی است که داده اید.
15پوشپەڕ2723کوردی
با سلام خدمت شما دوستان عزیز